حسن حسن زاده آملى

303

هزار و يك كلمه (فارسى)

مطلب چهارم - قالُوا هذَا الَّذِي رُزِقْنا مِنْ قَبْلُ در تفسير منسوب به امام حسن عسكرى ( ع ) ذكر شده اسماء آن ميوه‌هاى بهشتى مانند اسماء ميوه‌هاى دنيوى است از سيب و گلابى و انار و غيره اگرچه آنچه آنجاست مخالف آن است كه در دنيا است به جهت آنكه در غايت خوبى است و استحاله نمىشود به آنچه استحاله مىشود به آن ميوه‌هاى دنيا از مدفوع و ساير مكروهات و از صفرا و سودا و خون بلكه از آن متولّد نمىشود جز عرق كه از ابدان آنها خارج مىشود از بوى مشك خوشتر انتهى . و از اين‌جا معلوم مىشود كه اهل بهشت مىگويند اين از همان ميوه‌هاست كه در دنيا به ما عطا شده بود : هذَا الَّذِي رُزِقْنا مِنْ قَبْلُ يعنى رزقنا فى الدّنيا اما اينكه چرا اهل بهشت هر وقت ميوه مىخورند اين سخن را مىگويند براى آن است كه در هر مرتبه در آن مزيّتى مشاهده مىكنند كه جاى آن دارد بگويند آن ميوه جنس ديگرى است غير آنچه ديده بودند و پس از دقّت مىبينند همان ميوه است منتها مزيّت آن بسيار است چنان كه اگر در دنيا سيبى پيدا شود داراى دو من وزن و پوست آن هفت رنگ ، اوّل انسان باور نمىكند سيب است و بعد از آنكه به دقّت دانست از نهايت تعجّب تصريح مىكند كه اين سيب است . بعضى مفسّرين گفته‌اند كه معنى هذَا الَّذِي رُزِقْنا مِنْ قَبْلُ آن است كه اهل بهشت مىگويند اين ميوه‌ها به واسطه اعمال صالحه كه در دنيا كرده‌ايم نصيب ما گرديده است و چون سبب آن در دنيا بوده گويا اين رزق ، آن وقت به ما داده شده است . در اينجا سؤالى مىشود كه چرا خداوند از جنس لذائذ دنيا در بهشت مهيّا نموده و مردم را به آن وعده داده با اينكه حكم و فوائدى از لذائذ دنيا مقصود است در بهشت نيست مثلا انسان در دنيا محتاج به غذا است براى بقاى بدن و مشتاق نكاح است به علّت بقاى نسل و خداوند لذّتى در اين امور قرار داده است براى آنكه مردم بالطبع بدان اقدام كنند امّا در بهشت اين حكمت نيست پس اين لذائذ براى چيست و مناسب آن است كه در آنجا لذّت‌هاى روحانى باشد ؟ جواب اين سؤال آن است كه در بهشت آن لذائذ روحانى نيز هست كه عقل ما در دنيا به كيفيّت آن نمىرسد و چون قدر و منزلت آن را نمىدانيم مگر اندكى از اوليا ، حاضر